![]() |
![]() |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دهم فروردین 1387ساعت 1:16 توسط سهیلا |
|
|
|
+ نوشته شده در
هشتم فروردین 1387ساعت 22:32 توسط سهیلا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
هشتم فروردین 1387ساعت 1:46 توسط سهیلا |
|
|
خانه دل وقتی می آیی تمامش ما ل تو
از وجودم هر چه میخواهی تمامش مال تو من فقط یک لحظه دیدارت کنم تنها دمی درعوض هرچه تماشایی تمامش مال تو ازتوهرشب خانه دل روشن ونورانی است هرکه دید گفتا چه شبهایی تمامش ما ل تو این دلم از روزدیدارت شده دریا ولی تو بخواه این دل دریایی تمامش مال تو هرشب از یادتوپرگل میشودصحرای دل به چه صحرایی و گلهایی تمامش مال تو من ندادم دست تو شکوفه نرگس ولی هر چه نرگسهای صحرایی تمامش مال تو توبه من ده گوشه ای از قلب خودرادرعوض هر چه دارم غیر تنهایی تمامش مال تو
|
|
+ نوشته شده در
ششم فروردین 1387ساعت 22:12 توسط سهیلا |
|
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
ششم فروردین 1387ساعت 21:57 توسط سهیلا |
|
![]() ![]()
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارم فروردین 1387ساعت 20:9 توسط سهیلا |
|
![]()
در رویا بودم پری دریا بودم همه را دوست میداشتم انگار... قانون دریا اینگونه نبود بی وفایی معنایی نداشت خوشبخت ِ خوشبخت بودم در کنار بهار ... پاک ترین خلق خدا دشمن مکر و حیله و دروغ به! چه زیبا بود رویای محال کاش بیداری نبود هیچ در کار با صدای غرش ابر دریا عاشقانه بسترش را پهن میکرد چه عاشق و معشوقی! و آسمان از ته دل میگریست به حال آدمیان و من بهار را داشتم... ناگهان رعدی آمد از جنس غرور خاکیان و بعد از آن برقی به درخشندگی چشم راویان محو تماشا گشتم! همه چیز زیبا بود "ما رایت الا جمیلا" حتی اشک هم زیبا بود غصه هم به خود میبالید اما... افسوس که فقط رویا بود با صدای ساعتی کوک شده پایان یافت پری رفت دریا رفت ابر ، آسمان همه رفتند حتی بهار... باز هم این دنیا باز هم آن آدمکها نه! نمی خواهم اینان را چشمهایم را خواهم بست باز هم رویای محال.
|
|
+ نوشته شده در
چهارم فروردین 1387ساعت 20:2 توسط سهیلا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارم فروردین 1387ساعت 19:54 توسط سهیلا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته دوم فروردین 1387 هفته اوّل فروردین 1387 |
| پیوندها |
|
پرشیا نیوز دیوونه بارون زده |
|
RSS
|